کافه باید جایی باشد که با چشمان نیمهباز در خیالات زندگی غرق شویم کافهها از قدیمیترین سنتهای زندگی شهریاند و مثل بسیاری از دیگر قواعد شهری ریشه در شهرهای آباد و پرجمعیت شرقی دارند. کافهها، قبل از اینکه در میانۀ سدۀ هفدهم در اروپای مسیحی گسترش پیدا کنند، برای صدها سال در سراسر قلمروهای امپراتوری عثمانی، از بغداد تا قاهره و استانبول، رواج داشتند. تاجران و مهاجران اروپاییای که با عثمانی ارتباط داشتند، اولین کسانی بودند که در شهرهای اروپایی کافه تأسیس کردند. نخستین کافۀ اروپا در سال ۱۶۴۷ در ونیز برپا شد و پنج سال بعد، اولین کافۀ لندن به دست یک یونانی تأسیس شد. کافهها در تاریخ اروپا نقشی بیبدیل داشتهاند. هابرماس پیدایش مدرنیته را تا اندازهای مدیون آنها میداند و انقلابهای آمریکا و فرانسه، هر دو از کافهها آغاز شدند. جورج اشتاینر مینویسند: اروپا یعنی کافه. کافه سه عصر طلایی داشت. اولین عصر طلایی در اوایل دوران امپراتوری بریتانیا در سدههای ۱۷ و ۱۸ بود که در آن کافه بر زندگی اجتماعی شهرهایی مثل لندن حاکم بود، تا اینکه چای جایگزین قهوه شد. دومین عصر طلایی کافه دوران کافههای مجلل اروپای قارهای در پاریس و برلین و وین در اواخر سدۀ نوزدهم و اوایل سدۀ بیستم بود. و سومین عصر طلایی آن هم در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ بود که دستگاههای جدید اسپرسوساز ایتالیایی، فرهنگ مصرفی و ظهور دانشگاهها همگی به هم پیوستند تا کافه را در سراسر جهان دوباره رواج بدهند. کافهها از گذشته مدافعان و منتقدان سرسختی داشتهاند. طرفداران کافه از گفتگوهای طولانی، تبادل اطلاعات و دیدار آدمهای جدید در کافه میگفتند و منتقدان، میگفتند کافه محل وقتتلفکردن، سبکسری و فخرفروشی است. اما کافۀ ایدئال باید چطور جایی باشد؟ از قضا عاشقان کافه دربارۀ این مسئله هم زیاد اندیشیدهاند. کافه ایدئال گوشهای از خیابان است که در آن خبری از صداها و مناظر زنندۀ خیابان نیست؛ همهمۀ صداها درعینحال که زیاد است، آنقدر بلند نیست که مزاحم مطالعه یا تفکر بشود. برخی مشتریان گپ میزنند، برخی دیگر در کارشان غرق شدهاند. در یک کافۀ ایدئال، بر سر میزتان، هم تنهایید هم در میان جمع. دربارۀ جوزف راث، نویسنده و روزنامهنگار اهل استرالیا، و طرفدار همیشگی کافه، نوشتهاند «اگر از نوشتن خسته میشد، سرِ صحبت را باز میکرد، و اگر از صحبت خسته میشد میتوانست به افکارش پناه ببرد». در کافۀ ایدئال باید روزنامههای داخلی و خارجی و کتابهای فراوان پیدا شود تا هر کسی بخواهد بتواند رایگان مطالعه کند. فضا تاریکروشن، «گرمابخش، آرام و کمنور» است. کافۀ ایدئال جایی دنج برای گفتوگوهای آزاد و بیغلوغش است. فحاشی، بدزبانی، شرطبندی و داد و فریاد ممنوع است و اگر کسی این قاعده را بشکند، باید همه را به قهوهای مهمان کند. و در کنار همۀ این خیالاندیشیها، بزرگترین درسی که تاریخ کافه به ما داده است را به یاد داشته باشید: ایجاد فضای راحت و مناسب برای تبادل اطلاعات و بحث مؤدبانه و آرام به نفع فرهنگ هر جامعه است. * آنچه خواندید قسمتی از مطلب «آيا فرهنگ کافهنشينی میتواند راهحل بحران شبکههای اجتماعی باشد؟» نوشته «جرمی کلیف» است که توسط « محمد صبائی »ترجمه ودر شمارۀ بیستوششم فصلنامۀ ترجمان علوم انسانی ونیز وبسایت ترجمان منتشر شده است.
Hi, this is a comment.
To get started with moderating, editing, and deleting comments, please visit the Comments screen in the dashboard.
Commenter avatars come from Gravatar.